المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )
39
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
و سبب الخلوة ، القناعة و ترك الفضول من المعاش ، و سبب الفكرة ، الفراغ . يعنى : اگر كسى خواهد كه به صفت قناعت ، موصوف شود ، تا از مهالك دنيا و آخرت نجات يابد ، بايد خلوت اختيار كند و ترك اختلاط و مصاحبت مردم نمايد . حاصل آن كه ، به سبب اختيار كردن خلوت و عزلت ، صفت قناعت به دست مىتوان آورد و به قليل از معاش اكتفا مىتوان نمود و از طلب زيادتيها كه منشأ اكثر مفاسد است ، خلاصى مىتوان يافت . و سبب فكر و عاقبت انديشى ، فراغ خاطر است و خالى كردن نفس است از تعلَّقات دنيا و خواهشهاى نفسانى . چه ، هر كه به حكم : « القناعة كنز لا يفنى » ، به قليل از معاش راضى شد و به سدّ رمق ، اكتفا نمود ، چه احتياج دارد به معامله و اختلاط كردن با مردم و معاشرت با ايشان نمودن و مفاسد و مكاره اختلاط را متحمّل شدن . . . ؟ ! و وجه ثانى ظاهر است ، چرا كه هر كه خاطرش از تعلَّقات دنيا خالى است و به نور معرفت و ذكر الهى مستضىء و نورانى است ، عاقبت انديش است و انديشناك است كه عاقبتش چون باشد ، سعيد باشد يا شقي ؟ ناجى باشد يا هالك ؟ و عماد الفراغ ، الزّهد ، و تمام الزّهد ، التّقوى ، و باب التّقوى ، الخشية . يعنى : قائمى و استحكام فراغ خاطر ، كه منشأ عاقبت انديشى است ، حاصل نمىشود مگر به زهد و ترك كردن شبهات . و تمامى زهد به تقوى است ، يعنى : كمال زهد و ترك شبهات ، ناشى نمىشود مگر از تقوى و پرهيزكارى ، و از تقوى و پرهيزكارى حاصل مىشود ، خشيت و خوف الهى . پس رسيد كه اصل و اساس همهء كمالات ، خوف الهى است و از اين حديث ، رجحان « خوف » بر « رجا » مىرسد ، چنان كه معلوم است . و دليل الخوف ، التّعظيم لله تعالى ، و التّمسّك بتخليص طاعته و أوامره ، و الحذر مع الوقوف عن محارمه .